خلاقیت: با یکی از دوستانم صحبت می کردم. ایشان گله مند بود که در ادارات و سازمان ها که برای انجام کارهایش می رود، کارهایش راحت و سریع پیش نمی رود و از من درخواست داشت که در این مورد کمکش کنم. خاطرم هست که در اتاق بزرگی نشسته بودیم. به ایشان عرض کردم: «ممکن است خواهش کنم بایستید!»
شما خوانندگان عزیز هم می توانید این بازی را انجام بدهید، دو به دو روبروی هم بایستید و اگر دوست داشتید، این بازی را به ترتیبی که عرض می کنم انجام بدهید. وقتی دوستم ایستاد، دستم را گذاشتم روی سینه ایشان و فشار دادم.
او برای اینکه تعادلش را از دست ندهد، خودش را محکم نگه داشت. بیشتر فشار دادم، تعجب کرد، کمی به طرف جلو آمد و خودش را استوار نگه داشت. پاهایش را عقب داد؛ زورم را زیادتر کردم و او هم زورش را زیادتر کرد. تعجب میکرد که چه حکمتی در این کار است و من چرا دارم چنین کاری با ایشان می کنم! ...
برچسب: نویسنده: fun تاريخ: يکشنبه
23 مهر
1391 ساعت: 14:12