خرید بک لینک
اوف دیروز چه روز خوبی بود

آزمون مقدماتی رانندگی داشتم تو شهری

حدودا ۲۰ نفر بودیم

اول دو تا پسر رفتن (میفکریدم پسرا رانندگیشون خوبه و قبول میشن!!) هر دوشون رد شدن...

همچینم عصبانی بودن میگفت این مرده که ....

بعد نوبت ما ها رسید یه ۸ نفری رفتن و اونا هم رد شدن!

با خودم گفتم این مرده عقده ایه همه رو رد میکنه چون به نفعه آموزشگاهه و باید دوباره پول بدن!

نوبت من شد گفت بریم تو کوچه بعد گفت کنار پارک کن! بعدش گفت دنده عقب برو! منم دستمو

گذاشتم پشت صندلیش و عقبو نگاه کردم و رفتم بعد گفت نگه دار!!!( با خودم گفتم چه زود رد شدم

میذاشتی دو قدم دیگه جلوتر برم عقده ای نمونم!)

بهم گفتم خانومه ... شما با باباتون زیاد رانندگی رفتین؟؟ گفتم یه ۲ باری تو این کوچه ها اومدم! گفت

نه به نظر میاد خیلی بیشتر... این حرکات شما نباید کار یه مربی آموزشگاه باشه!!!! منو میگی فکم

افتاد !!!! قبول شدم!!!!! خداروشکر خیلی خدا کمکم کرد!!!

پیاده شدم رفتم بقیه دورم جمع شدن ! یکی گفت تو که خیلی استرس داشتی چطو قبول

شدی؟؟؟!!! منم گفتم کی؟؟؟من؟؟؟ .... چندتا سوال دیگه پرسیدن... گفتن برو آبمیوه ای چیزی بگیر

شیرینی قبولیت!!!! گفتم خب من دیگه باید برم موفق باشین!

برچسب: نویسنده: fun تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 13:52

صفحه بندی