خرید بک لینک

سلام جمیلم.امشب ازم دلخور بودی که چرا چیزینمینویسم.خوب اگه تو حرفامو قبول داری چشم دوباره مثل قبل هروقت دلتنگت میشممینویسم.

این روزا خیلی بهم سخت میگذره خیلی.میدونم شرایطتوهم بهتر از من نیست.

قبلنا هراتفاقی که می افتاد آخرش این بود بهتزنگ میزدم یا پیام میدادم حرفات آرومم میکرد.اما الان....

الان اینقد گریه میکنم که نفسم بند میاد امااونقدر ازم دور شدی که نمیتونم حرفی بهت بزنم

الان دیگه هیچکسو ندارم درکم کنه یا وقتی دلممیگیره باهام حرف بزنه و آرومم کنه.

جمیلم الان دیگه کسی نیست بهم بگه گریه نکن...

کسی نیست ازم بپرسه ناهار خوردی شام خوردی...

کسی نیست وقتی آنتن ندارم نگرانم بشه ...

کسی نیست بگه چای بریز باهم بخوریم...

آخه میترسم بهت پیام بدم

میترسم فک کنی واسه تنهاییمه که ...

این روزا فقط شدم مرده متحرک چون تو رو ندارم

نمیدونم چرا این اتفاقا افتاد

نمیدونم چرا این همه بینمون فاصله افتاد

نمیدونم...

فقط میدونم دیگه واست فهیمه اون موقع ها نیستم

فقط میدونم خیلی تنهام

فقط میدونم دلم گرفته میدونی چقد گرفته؟

اندازه ای که دوست دارم

اندازه ای که دلم میخواد با تو باشم

این روزا نمیدونم چرا همه دنیا با من لج کردن

نمیدونم چرا همه دنیا میخوان جلوم وایسن تا بهچیزی که میخوام نرسم

جمیلم عزیزم به خدا اینا از عرضه من نیست

وقتی دنیا با یکی دشمن میشه دیگه بحث عرضه نیست

میدونی یاد چه روزی افتادم؟

یاد اون روز اول که دیدمت

همونی بودی که میخواستم

هنوزم همونی هستی که میخوام

جمیل دوست دارم خیلی دوست دارم

نمیتونم از فکرت بیام بیرون

جمیلم عزیزم من تو رو واسه تنهایی هام نمیخواستم

درسته بدون تو تنهام ولی من تو رو واسه دوستداشتنم میخواستم

چون دوستت داشتم میخواستم

و میخوام

خیلی سخته واسم...

قبلنا خیلی بهت نزدیک بودم اینقد که هروقت دلممیگرفت

یا با خودم میگفتم دلم واست تنگ شده نیم ساعتنمیشد که زنگ میزدی

واقعا راست میگم هروقت تو دلم هواتو میکردم زودیمیفهمیدی

یادته چقد پیش میومد با هم پیام میدادیم؟

کاش هیچ وقت این اتفاقا پیش نمیومد

کاش اینطوری ازت دور نمیشدم

مگه من چقد تحمل دارم که هم باید این مشکلاتوتحمل کنم

هم دوری تو

هم دوری قلبت از من....

جمیلم دوست داشتنم از روی عادت نیست

از ته قلبمه

اما هیچ وقت بهم نگو اگه دوست دارم پس چرا حرفمورک و راست نمیگم

بعضی چیزا دست خود آدم نیست عزیزم

بعضی اتفاقا انگار ماموریتشون اینه

که بیفتن تا داغونت کنن

من دوست دارم جمیل

نه میتونم نه میخوام فراموشت کنم

خیلی ازت دلخورم خودت میدونی چرا

اما این دلخوریا ازدوست داشتنم کم نکرده

دوست داشتنی که کم بشه دوست داشتن نیس

چون یه روز تموم میشه

بعضی ها بهم میگن اشتباه میکنی همه پسرا مثلهمن...

اما من میدونم اونا اشتباه میکنن

منم بهشون گفتم من به جمیلم اندازه چشمام اعتماددارم

جمیلم نکنه یه روز دوباره بهم بگی حرفام دروغه

بابت هر کلمه ای که نوشتم کلی گریه کردم

آخه مگه میشه با توحرف بزنم اما تو نه بشنوی نهجواب بدی

منم گریه نکنم؟

پس بدون اگه بازم فکر کنی دروغه بدجوری دلممیشکنه

به دلخوریامم اضافه میشه

جمیلم خیلی دلم پره آخه چرا من نباید پیشت باشم

چرااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چرا یه بار که من یه چیزی خواستم باید ایناتفاقا بیفته

کاش حداقل مثل قبل بودم برات

کاش حداقل این همه فاصله بینمون نبود

نمیدونم بگم خیلی بدبختم یا نه؟

آخه نمیدونم قراره اتفاقای بد همین جا ختم شهیا بدتر ازینم سرم بیاد

دیگه نمیتونم بنویسم حالم خوب نیست مهربونم

مراقب خودت باش عزیزم...

برچسب: نویسنده: fun تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 13:50

صفحه بندی