خدایا ! تو را میخوانم ...
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 14:00
پروردگار شما گفته است : « مرا بخوانيد تا ( دعاي ) شما را بپذيرم !غافر /60 خدايا !صدام رو ميشنوي .... دارم بلند بلند فرياد ميزنم ... نه از زبانم ... از دلم ....روزها و ساعت ها و ثانيه ها و لحظه ها رو به خوبي كه تو برام رقم زدي دارم ميگذروندم و تو رو صدا ميكنم ... ميدوني اول تو من و صدا زدي !!!اون موق...
خدايا ! كمك كن فراموش نكنم !!!
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 14:00
يامردم را به نيكي دعوت مي كنيد ،اما خودتان را فراموش مي نماييد .بقره /44 خدايا ! مهربونم من حوا هستم ... حواي تو كه به وجودم آوردي ... ازم خواستي پاكدامن باشم ...وقتي من و خواستي بفرستي روي اين كره خاكيت بهم لبخند زدي ... بنظره من لبخند شيرين يه دختر براي تو بي نظيرترين آفريده ات هست ... چه زيبا ......
خدايا ! تو خيلي خوبي ...
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 14:00
آيا جزاي نيكي جز نيكي است ؟!.الرحمن /60 خدايم ! اول از همه بگم تو چقدر خوبي ..!!!! اين سوالي هست كه هميشه و هميشه تو ذهنمه ... مهربون بودن تو رو وقتي مي بينم ... ياده مادرم مي افتم ...مثه مادري كه كودكش و تو آغوش مي گيره و نوازشش ميكنه !اينكه ؛ با هر بدي و ناراحتي كه بچه اش براش به وجود مياره ولي با...
خدايا ! گناهام و خودم به دوش ميكشم ...
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 14:00
و هيچ گناه كاري گناه ديگري را بر دوش نمي كشد ! زمر / 7 خدايا ! اين روزا وقتي فك ميكنم مي بينم كه گناه هام خيلي زياد هستن ... از لحاظ همه بنده هات شايد خيلي خوبم باشم ولي من خودم از باطن خودم خبر دارم كه اينطور نيست ...تو خالق من هستي و بر همه امورم آگاهي ...گناه هاي من زيادن ...بنظرم وقتي هم در مورد...
خدايا ! تو مالك مني ...
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 14:00
اوست خدايي كه آسمان ها و زمين را در شش روز ( و شش مرتبه كلي ظهور وجود ) بيافريد آنگاه بر عرش ( تدبير عالم ) قرار گرفت ، ااو هر چه در زمين فرو رود و هر چه در آن بر آيد و آنچه از آسمان نازل شود آنچه به آن بالا رود همه را ميداند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه كنيد بيناست . آسمانها و زمين همه...
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:59
با تشکر از همه عزیزان که با ارسال نظرات خود بنده را خوشحال نمودند امیوارم که همه سروران و عزیزان در زندگی موفق و موئید باشند . با سپاس و تشکر مجدد ؛ مدیریت وبلاگ = جواد زیاری
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:59
ارکان شرکت تعاونی فروشندگان کامیون مجمع عمومی هیــئت مـدیـــره (( رئیس هیئت مدیره ؛ نایب رئیس , مـدیرعامل ؛ منشی ؛ عضو )) بـازرســین مــدیــر اداری مـــالـی مجمع عمومی = طبق اساسنامه شرکت تعاونی مجمع عمومی عادی هر ســـــه سال یک بار طی ارسال دعوت نامه برای اعضاء و درج آگهی در روزنامه کثیر الانتشار د...
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:59
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:59
جناب آقای مهندس رامک زیاری از زحمات شما سپاسگذارم وامیدوارم که همیشه در زندگی موفق باشی
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:59
به نام خداوبلاگ حاضر جهت ارتباط هر چه بیشتر با اعضاء محترم نمایشگاه دار و اطلاع رسانی به موقع در مواقع مورد لزوم ایجاد گردیده است. در این وبلاگ سعی خواهد شد اخبار و اطلاعات بروز مرتبط با فعالیتهای تعاونی به اطلاع اعضاء محترم رسیده و همچنین سعی بر تعامل بیشتر با اعضاء در جهت رشد و توسعه فعالیتها خواه...
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
نگاه ... نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
درد من تنهايم نيست!! درد من اين است كه هر روز از خودم ميپرسم مگر خودش مرا انتخاب نكرد؟!
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
مترسک آنقدر دستهایت را باز نکن .......کسی در آغوشت نمی گیرد.... ایستادگی همیشه تنهایی دارد
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
چه کسی میگوید که گرانی است اینجا ؟؟؟دوره ی ارزانی است ...!!!چه شرافت ارزانتن عریان ارزانو دروغ از همه چیز ارزان ترآبرو قیمت یک تکه نانو چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان ...!!
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
رفتنت را دیدمتو به من خندیدیاتش برق نگاهت دل من اتش زدو مرا در پس یک بغض غریبدر میاهن برهوتی تاریک پشت یک خاطره سردو تهیبا دلی سرد رهایم کردیرفتنت را دیدمو تو بی انکه نگاهم بکنیبه دل خسته و ازرده منتا به انجا که نگاهم سو داشتوتو در اخراین قصه تلخ محو شدیباورم نیست که دیگر رفتیاشک من بدرقه راهت باد
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
خیلی سخته غرورتو واسه یکی بشکنی بد بفهمی اون دوست ندارهخیلی سخته دوسش داشته باشی ولی نتونی باهاش بمونیخیلی سخته کسی که تموم زندگی تو به پاش ریختی تو چشات نگاه کنه بگه دوست نداره.
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
رفته ای اما….خدایمان هستبگذار هرگز پس از ما کسی از آنچه از تو بر ما گذشت چیزی نداند.با رفتنت عاشق شدم و با بودنت جسمی کرخت بیش نبودم....اهل کوچهاهل کوچه همه رفتند و ما جاماندیم.u200f!u200fحقمان است اگر بیکس و تنها ماندیم.u200f!u200fهیچ تقصیر کسی نیست اگر رنجوریم.u200f!u200fروشنی هست خدا هست ولی ما ک...
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
چقدر میخوام نگاتو خندهاتو هر لحظه اینه قلبم چه حالی میشه با تو میلرزهنگاهت روبرومه آرزومه با تو باشم تا همیشههمه دنیام فدای تو برای اینکه هستی به این دیوونه دل بستی پای حرفاش نشستینمیدونی چی میگم نشستی تو قلبم دلم داره واسه چشمای تو دیوونه میشهروبروم هیچکی نیست ساعتها گم میشم گرم صحبت میشیم لحظه ها ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
آغوش تو سایه گاه خستگی من استآغوشی که میدانم همیشه به روی من باز استو من لحظه به لحظه ی زندگیم را به امید آرمیدن در آغوش تو سپری میکنمدستهای من غرق التماسند برای در آغوش گرفتن تو ...منی که خسته از دست خنجر روزگارمبرای رسیدن به آرامش در کنار تو لحظه شماری میکنم....
<no title>
-
تاریخ: 1391/7/23 ساعت: 13:57
بـه چـشـمـهـایـت بگــو . نگـاهـم نـڪـنـنـد ... بگـو وقـتـے خـیـره ات مـے شـوم سرشـان بـه ڪـار خـودشـان بـاشـد . ! نه ڪـه فـڪـر ڪـنـے خـجـالـت مـے ڪـشـم هـا . نـه !حـواسـم نـیـسـت . . .عـاشـقـت مـی شـوم . .